دلم گرفته از این کوچه های درهم شهر کجاست ضامن آهو ســــری تکان بدهد
خراب خوشه ی انگور چشمـتـتان بودم که در ضریح شما بـــــوی گـــل اذان بدهد
و خسته خسته رضایم از این همه گندم خوشا به حال کبـــوتر که بوی نان بدهد
اگر چه مشهدتان آبی است و بارانی به قطره قطره ی ما روی خوش نشان بدهد
